دیگر امید هم ز تو پیوند خود گسست
چون جلوه حباب در این بحر موج خیز...برقی زد و امید بلورین من شکست
چه یاران همه از شادی ما غمگینندباز شادیم که یاران ز غم ما شادند
( قیصر امین پور )
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگران...می روم تا که به صاحب نظری باز رسممحرم ما نبود دیده کوته نظران
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
غرق شدنم را کسی ندید
هیهات از نگفتهها !!...خورشید خیال ، تابیدن به کوه یخ
لبهایم ندارد
جسارت چشمانم فروردین تنم رادهان دهان تصویر می کشد.
وقتیکه گیسوانم را می سرایمنخلستان گل سرخبرلب هایم جوانه می زنددستانم می لرزدتنم را لمس کن که از بوی پیراهنمهزاران ستاره می روید.
وقتیکه گیسوانم را می سرایمتاب تاب زلفانم بربالین شب می لولدو ماه آهسته می گویددوستت دارم!
به نازی که لیلی به محمل نشیند
مرنجان دلم را ، که این مرغ وحشی
ز بامی که بر خا ست مشکل نشیند